تبلیغات
مبنا - مهندسی فرهنگی 1

ویژه نگار تخصصی فرهنگ و توسعه
نویسنده :Rostami Moghadam
تاریخ:پنجشنبه 8 تیر 1391-07:21 قبل از ظهر

مهندسی فرهنگی 1

ویژه نگار تخصصی فرهنگ و توسعه http://mabna.mihanblog.com/
 
جامعه ایران اسلامی به عنوان جامعه‌ای كه در طول تاریخ كهن خود همواره به خاطر برخورداری از فرهنگ و تمدن پربار و غنی به خود بالیده است، با گذشت زمان و علیرغم وجود چالش‌های گوناگون تاریخی و اجتماعی كه بخش عمده‌ آن متأثر از موقعیت تاریخی و جغرافیایی این سرزمین در پهنه جهانی است توانسته است هویت یكپارچه خود را حفظ كند. این هویت یكپارچه از یك سو سنتز دیالكتیك جذب و دفع عناصر فرهنگ بیگانه است و از سوی دیگر ریشه در تعامل پویا میان عناصر مختلف فرهنگ ایرانی و اسلامی دارد.
 

 

 

مهندسی فرهنگی 1

جامعه ایران اسلامی به عنوان جامعه‌ای كه در طول تاریخ كهن خود همواره به خاطر برخورداری از فرهنگ و تمدن پربار و غنی به خود بالیده است، با گذشت زمان و علیرغم وجود چالش‌های گوناگون تاریخی و اجتماعی كه بخش عمده‌ آن متأثر از موقعیت تاریخی و جغرافیایی این سرزمین در پهنه جهانی است توانسته است هویت یكپارچه خود را حفظ كند. این هویت یكپارچه از یك سو سنتز دیالكتیك جذب و دفع عناصر فرهنگ بیگانه است و از سوی دیگر ریشه در تعامل پویا میان عناصر مختلف فرهنگ ایرانی و اسلامی دارد.

جامعه ایران اسلامی به عنوان جامعه‌ای كه در طول تاریخ كهن خود همواره به خاطر برخورداری از فرهنگ و تمدن پربار و غنی به خود بالیده است، با گذشت زمان و علیرغم وجود چالش‌های گوناگون تاریخی و اجتماعی كه بخش عمده‌ آن متأثر از موقعیت تاریخی و جغرافیایی این سرزمین در پهنه جهانی است توانسته است هویت یكپارچه خود را حفظ كند. این هویت یكپارچه از یك سو سنتز دیالكتیك جذب و دفع عناصر فرهنگ بیگانه است و از سوی دیگر ریشه در تعامل پویا میان عناصر مختلف فرهنگ ایرانی و اسلامی دارد.
 
 فرهنگ ایرانی- اسلامی به پشتوانه تمدن بزرگ خویش، جایگاهی یگانه را در جهان و به خصوص در جهان اسلام و منطقه تاریخی و دوران‌ساز خاورمیانه از آن خود كرده است؛ و از این رو توانسته است منشاء تحولات فراوان و مثبتی در جهان اسلام و حتی در كل جهان باشد.
 
 امروزه نیز همین فرهنگ مترقی ایرانی- اسلامی در سایه توانایی‌های گوناگونی كه در عرصه‌های مختلف داراست می‌تواند موفق‌تر از همیشه خود را متجلی سازد. بر همین اساس لزوم انسجام بخشی و هماهنگی متناسب با اقتضائات روز كه از آن به مهندسی فرهنگی تعبیر می‌شود، بیش از پیش مورد نیاز است.
 
 - تعریف فرهنگ
 
 صحبت از مهندسی فرهنگی بدون توجه به مفهوم فرهنگ امكان‌پذیر نیست. این نوشتار سعی دارد با استفاده از تعاریف موجود چارچوبی را برای مفهوم فرهنگ فراهم آورد.
 
 - ریموند ویلیامز- در كتاب خود «كلید واژه‌ها» معتقد است كه مفاهیم فرهنگ در سه نوع كاربرد رایج انعكاس یافته است:
 
 تعاریفی كه اشاره به رشد فكری، روحی و زیباشناختی فرد، گروه یا جامعه دارند.
 
 ·     تعاریفی كه دربرگیرنده فعالیت‌های ذهنی و هنری و محصولات آن‌ها مثل فیلم، موسیقی و تئاتر است.
 
 ·  تعاریفی كه بر مشخص كردن كل راه و رسم زندگی و فعالیت‌ها،‌ باورها و آداب و رسوم تداومی از مردم، یا یك جامعه تاكید دارد.
 
 «كروبر» و «كلوكهن» كه مردم شناس هستند در كتاب خود با عنوان تعریف استنادی از فرهنگ و معانی و مفاهیم آن، تعاریف زیادی از فرهنگ را گردآوری كرده و موفق شدند همه این تعاریف را در شش درك اصلی از فرهنگ دسته‌بندی نمایند:
 
 1. تعاریف توصیفی: در این دسته از تعاریف، فرهنگ به مثابه یك مجموعه جامع كه زندگی اجتماعی را می‌سازد در نظر گرفته می‌شود. تعریف تیلور در سال 1871 شاید جزء مبنایی‌ترین تعاریف در این درك می‌باشد. تیلور معتقد است كه فرهنگ آن كل پیچیده‌ای است كه دانش، باور، هنر، قوانین، اخلاقیات، رسوم و هر گونه قابلیت‌ها و عادات دیگری را كه انسان به عنوان عضوی از جامعه فرا می‌گیرد، شامل می‌شود.
 
 2. تعاریف تاریخی: این دسته از تعاریف فرهنگ را میراث تاریخی نسل‌ها می‌داند كه در طول زمان و در فرآیند انتقال از نسلی به نسل دیگر اضافه و تكمیل می‌شود.
 
 3. تعاریف هنجاری: این تعاریف نیز خود دو دسته‌اند: گروهی فرهنگ را شیوه‌ای از زندگی می‌دانند كه به الگوهای رفتاری انسان‌ها شكل می‌دهد و گروه دیگر فرهنگ را ارزش‌های مادی و اجتماعی مردم می‌دانند.
 
 4. تعاریف روان‌شناختی: در این تعاریف فرهنگ به مثابه حلال مشكلات مردم كه ارتباطات آن‌ها را میسر می‌سازد و انسان‌ها می‌توانند بدلیل آن آموزش ببینند یا نیازهای مادی و عاطفی خود را برآورده سازند تلقی می‌گردد. 
 
 5. تعاریف ساختاری: این تعاریف بیشتر به روابط سازمان یافته و جنبه‌های تفكیك‌پذیر فرهنگ اشاره دارد و فرهنگ را امری تجویدی می‌داند كه انضمامی فرق دارد. این تعریف نقطه مقابل تعریف تیلور از فرهنگ است.
 
 6. تعاریف ژنتیكی: این تعاریف، فرهنگ كنش متقابل انسان‌ها و محصول تحولات بین نسلی می‌داند و به تعاریف تاریخی نزدیك است.
 
 - در نگاه جامعه‌شناسان،‌ فرهنگ دستاوردهای حیات اجتماعی در یك جامعه معین است. «آلن بیرو» درباره فرهنگ می‌گوید: «فرهنگ عبارتست از هر آن چه كه در یك جامعه معینی كسب می‌كنیم، می‌آموزیم و می‌توانیم انتقال دهیم، پس در فرهنگ در مجموع حیات اجتماعی از زیربناهای فنی و سازمان‌های نهادی گرفته تا اشكال و صور بیان،‌ حیات روانی، مطمح نظر قرار می‌گیرند و تمامی آن‌ها همچون یك نظام ارزشی تلقی می‌شوند و به گروه، نوعی كیفیت و تعالی انسانی می‌بخشد.»
 
 در تعاریف فوق‌الذكر سعی شده است چارچوب كلی و جامع از مفهوم فرهنگ به مثابه آن چه در عرصه جهانی و مطالعات فرهنگی از آن مراد می‌شود ارائه گردد. اما برای راهكار در مقوله مهندسی فرهنگی ما به چیزی فراتر از چارچوب‌های كلی و جامع نیازمندیم. برای انضمامی كردن مقوله فرهنگ در عرصه ملی ما نیازمند ارائه یك چارچوب مفهومی متكی بر عناصر بومی فرهنگ ایرانی- اسلامی هستیم، تا ما را به سمت ارایه یك مفهوم ملی از فرهنگ یا به عبارت دیگر تعریفی جامع از «فرهنگ ملی» رهنمون سازد.
 
 در ادامه این نوشتار تلاش خواهیم نمود تا ضمن تبیین دیدگاه اصولگرایی اصلاح‌طلبانه نسبت به فرهنگ و مهندسی فرهنگی و با نگاهی مثبت به تلائم و پویایی آراء و اندیشه‌ها به افقی جدید نسبت به فرهنگ ملی نزدیك شویم. 
  
 
 - دیدگاه‌های مختلف نسبت به مهندسی فرهنگی
 
 در پاسخ به این سئوال كه آیا فرهنگ نیاز به مدیریت دارد؟ دو رویكرد كلی وجود دارد: رویكرد اول قایل به این است كه كنترل و نظارت بر فرهنگ كاری بیهوده است. ایشان معتقدند كه رویكرد مهندسی نسبت به فرهنگ، ناشی از غلبه تفكر پوزیتیوسیتی است و بر این فرض استوار است كه فرهنگ و مسائل فرهنگی را باید از نوع امور طبیعی مادی در علوم طبیعی مورد مطالعه قرار داد. همچنین به این دلیل كه فرهنگ با روح بشر و معنویت آن سروكار دارد و با روح انسان آمیخته شده و با آن شكل گرفته قابل اصلاح از طریق علوم طبیعی نمی‌‌باشد. بدلیل تفاوت نوعی كه بین پدیده‌های انسانی و طبیعی وجود دارد، همچنین وجود خودآگاهی و اراده در پدیده‌های انسانی،‌ امكان پیش‌بینی و كنترل امور در علوم انسانی همانند علوم طبیعی وجود ندارد. خلاصه دیدگاه ایشان این است كه با رویكرد مهندسی نمی‌توان به اصلاح موضوعات و مسائل اجتماعی و فرهنگی پرداخت.
 
 اما در دیدگاه دوم فرهنگ قابل اداره كردن می‌باشد و بایستی اداره، كنترل و هدایت گردد. بر اساس تحقیقاتی كه صورت گرفته معلوم گردیده است كه اساساً فرهنگ علیرغم همه پیچیدگی‌ها و ابعاد مختلف و چندگانه، نه به صورت تام و مطلق، بلكه به صورت نسبی و مؤثر قابل اداره كردن، مدیریت، كنترل و نظارت می‌باشد.
 
 در این نوشتار بر اساس دیدگاه دوم به بحث در مورد ماهیت مهندسی فرهنگی پرداخته می‌شود و سعی می‌گردد تا الگوی مهندسی از دیدگاه اصولگرایی اصلا‌ح‌طلبانه ارائه شود.
 
 مهندسی فرهنگی در دیدگاه اصولگرایی اصلاح‌طلبانه با استفاده از چارچوب‌های نظری ساختارگرایی و كاركردگرایی از یك سو سعی بر حفظ نظام فرهنگی و سیستم حاكم بر جامعه به عنوان اولویت اصلی و نخستین می‌باشد و از سوی دیگر معتقد است كه نظام فرهنگی در تعامل پویا با تمام عناصر هم تأثیر‌ می‌گذارد و هم تأثیر می‌پذیرد. از این رو مهندسی فرهنگ در دیدگاه اصول‌گرایی اصلاح‌طلبانه با حفظ اصول و مبانی اولیه، بر رفع نواقص گذشته و اصلاح فرهنگی چه در اهداف فرهنگی و چه در ساختار مدیریتی و برنامه‌ریزی و اجرایی نظر دارد.
 
 - ضرورت و مطلوبیت مهندسی فرهنگی از دیدگاه اصولگرایی اصلاح‌طلبانه:
 
 در پاسخ به نیاز اساسی جامعه امروز ایران در راستای ساماندهی به اوضاع فرهنگی كشور كه از دغدغه‌های اصلی رهبر معظم انقلاب نیز به شمار می‌رود، لزوم ارائه دیدگاهی نوین و جامع از سوی اصولگرایی اصلاح‌طلبانه برای تدوین مهندسی فرهنگی كارآمد بیش از گذشته احساس می‌شود.
 
 این دیدگاه جدید با نگاهی به فرهنگ و تمدن پربار گذشته ایران اسلامی، به آینده این فرهنگ جهانی می‌اندیشد. مهندسی فرهنگی از دیدگاه اصولگرایی اصلاح‌طلبانه در چارچوب اهداف و آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی معنی و هویت می‌یابد.
 
 در چارچوب این دیدگاه، مهندسی فرهنگی هم یك ضرورت محسوب می‌شود و هم یك متد فنی و كارآمد برای اصلاح اصولی در ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه امروز ایران.
 
 ضرورت مهندسی فرهنگی را می‌توان به طور كامل در دغدغه‌های رهبر انقلاب مشاهده نمود. ایشان دیدگاه مورد نظر خویش را در مورد فرهنگ و مهندسی فرهنگی اینگونه بیان می‌كنند: 
 
 «ما نمی‌خواهیم با نگاه افراطی به مقوله فرهنگ نگاه كنیم. بایستی نگاه معتدل اسلامی را ملاك قرار داد و نوع برخورد با آن را بر طبق ضوابطی كه معارف و الگوهای اسلامی به ما نشان می‌دهد تنظیم كرد. برخورد افراطی از دو سو امكان‌پذیر است و تصور می‌شود:
 
 یكی از این طرف كه مقوله فرهنگ را مقوله‌ای غیرقابل اداره و غیرقابل مدیریت بدانیم، مقوله‌ای رها و خودرو كه نباید سر به سرش گذاشت و وارد آن شد. متأسفانه این تفكر در جاهایی است و عده‌ای طرفدار رها كردن و بی‌اعتنایی و بی‌نظارتی در امر فرهنگ هستند. این تفكر، تفكر درستی نیست و افراطی است. در مقابل، تفكر افراطی دیگری وجود دارد كه آن سخت‌گیری خشن و نظارت كنتر‌ل‌آمیز بسیار دقیق است. این تفكر هم به همان اندازه غلط است. نه می‌شود فرهنگ را در جامعه رها كرد كه هر چه پیش آمد، پیش بیاید نه می‌شود آن طور سخت‌گیری‌های غلط را كه نه ممكن است و نه مفید، الگو قرار داد.»
 
 ایشان، با تأكید بسیار، مهندسی فرهنگی را از وظایف اصلی حكومت می‌دانند و این وظیفه را این گونه تبیین می‌كنند: «آن چه در مقوله فرهنگ بر عهده حكومت است، عبارتست از نظارت هوشمندانه، متفكرانه، آگاهانه، مراقبت از هرزروی نیروها، هدایت جامعه به سمت درست، كمك به رشد و ترقی فرهنگی افراد جامعه.»
 
 ایشان با نگاهی هوشمندانه به مقوله فرهنگ،‌ مهندسی و مدیریت فرهنگی را دارای «اهمیت و ضرورت و امكان‌پذیری» می‌دانند و آن را جزو «مهمترین تكالیف» مسئولان می‌شمارند.
 
 از طرف دیگر مهندسی فرهنگی از دیدگاه اصولگرایی اصلاح‌طلبانه می‌تواند به عنوان یك راهكار استراتژیك و كارآمد در نظر گرفته شود، كه هدف آن بازسازی و اصلاح ساختارهای فرهنگی و اجتماعی جامعه است كه این اصلاحات كاملاً با اصول و ارزش‌های پذیرفته شده جامعه اسلامی همسو و در یك جهت خواهد بود.
 
 نظریه مهندسی فرهنگی از دیدگاه اصولگرایی اصلاح‌طلبانه خود را نزدیكترین دیدگاه به دیدگاه اصیل انقلاب اسلامی در این رابطه و اصول مصوب سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران می‌داند و از این رو نسبت به تلقی‌های اصولگرایان و اصلاح‌طلبان از این مقوله كه در نظریات و روشهای ایشان منعكس می‌شود دیدگاهی انتقادی اتخاذ می‌كند.
 
 برای ارائه راه و نگاهی جدید، لازمست به راه طی شده نگاهی دوباره بیفكنیم. رابطه دولت و فرهنگ را در دوره قبل و پس از انقلاب اسلامی بررسی نموده و دیدگاه‌های پس از انقلاب را از دیدگاه اصولگرایی اصلا‌ح‌طلبانه به داوری می‌نشینیم.  
 
 الف) بررسی و نقد رابطه دولت و فرهنگ در دوران حكومت پهلوی:
 
 «دكتر محمد علی اكبری» عضو هیأت عملی دانشگاه شهید بهشتی كه در زمینه برنامه‌های دولت و تاریخ معاصر ایران به پژوهش پرداخته است، در تحلیل خود از تجربه برنامه‌ریزی دولتی در حوزه‌ فرهنگ طی سالهای1304 تا 1357 یاد می‌كند. به نظر وی ورود به بحث برنامه‌ریزی دولتی بدون شناخت ماهیت و خصوصیات اصلی دولت نارسا خواهد بود. به اعتقاد او دولت پهلوی اول، دولت مطلقه ایرانی و از نوع دولت‌های مدرن متقدم بود كه تغییر ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه را یك وظیفه می‌دانست و از همین رو دولتی «مداخله‌گر» به شمار می‌رفت، بنابراین می‌كوشید با گردآوری همه منابع، ابزارها، سازوكارها و فرآیندهای تصمیم‌گیری، امكان پیشبرد پروژه‌های دگرگون‌سازی را در تمام زمینه‌ها از جمله در حوزه فرهنگ فراهم سازد. وی با تأكید بر اینكه شناخت برنامه‌ریزی فرهنگی طی دوره پهلوی مستلزم بررسی اهداف كلان یعنی جهت‌گیری‌ها، ارزش‌ها، اصول و مبانی برنامه‌ریزی است، معتقد است كه بررسی مجموعه تصمیماتی كه در فاصله سالهای 1304 تا 1320 شمسی اتخاذ شده  نشان می‌دهد كه برنامه‌های دولت در بخش فرهنگ پنج هدف عمده را تعقیب می‌كرد: حفظ و اشاعه میراث فرهنگ (البته در معنای میراث باستانی)، تعیین ضوابط حقوقی، ترویج و اشاعه فرهنگ مدرن، تربیت نیروی انسانی و ایجاد و توسعه نهادهای فرهنگی دولتی.
 
 تا پیش از سال 1347، واژه برنامه‌ریزی را با تسامح می‌توان به كار برد. برنامه‌ریزی به معنای یك فرآیند منسجم، از سال 1347 و با تصویب سند برنامه فرهنگی در شورای عالی فرهنگ و هنر، محقق شد و دولت از آن پس، از قالب تصمیمات موردی و پراكنده خارج شده و به مجموعه‌ای از تصمیمات مرتبط و به هم پیوسته دست یازید. طبق بررسی‌های انجام شده در این دوره، بیش از سه چهارم تصمیمات اداری هدف عام هستند و یك چهارم دیگر كه گروه‌های خاص را هدف قرار می‌دهند،‌ معطوف به گروه‌های بسیار متنوع و پراكنده‌ای هستند. البته بخشی از برنامه‌ها به طور خاص به تولید كنندگان‌، مصرف‌كنندگان و آفرینشگران آثار هنری نظر دارد.
 
 ارزش‌های حاكم بر سیاست‌های فرهنگی دولت پهلوی را، «ایرانیت باستان‌گرا یا ایرانی‌گری باستانی»، «یونیورسالیزم». و «مدرنیزاسیون فرهنگی» تشكیل می‌دهد. اصول و مبانی برنامه‌ها را نیز می‌توان به چهار بخش «قانونمند شدن حوزه فرهنگ (ضابطه‌گرایی)»، «تمركززدایی»، «نهادسازی» و «برنامه محوری» تقسیم نمود.
 
 سیاست‌های فرهنگی دولت پهلوی آثار مخرب و زیانباری در عرصه فرهنگ و اجتماع ایران برجای گذاشت. یكی از این نتایج كه نتیجه اجتناب‌ناپذیر تصدی‌گری و دخالت دولت در حوزه فرهنگ است، گسترش بوروكراسی دولتی در این حوزه است. از طرف دیگر، اغلب فعالیت‌های بخش فرهنگ در معرض دید برنامه‌ریزیان دولتی قرار می‌گیرد به گونه‌ای كه در سطح خرد و كلان، تأسیسات و موسسات دولتی تماماً دارای قانون یا اساسنامه یا آیین‌نامه اجرایی هستند.
 
 بررسی‌ها نشان می‌دهد كه بخش فرهنگ با نوعی سیاست آزمون و خطا هدایت می‌‌شده است. در این دوره فرهنگ از یك مقوله كیفی به مقوله‌ای كمی تبدیل شده بطوریكه در برنامه‌های چهارم و پنجم عمرانی، فرهنگ صورت بودجه‌ای با قابلیت اندازه‌گیری به خود گرفت و این اقتضای منطق برنامه‌ریزی بود. نگرش دولت پهلوی به فرهنگ، نگرش مكانیكی و ابزاری است. نگاه دولت در این دوره به فرهنگ، نگاه «گچ كشته» است كه می‌توان به آن هر شكلی داد و دولت گمان می‌كرد كه صرفاً با تخصیص منابع و برنامه‌ریزی و تأمین نیروی انسانی می‌توان هر وقت و به هر شكل در حوزه فرهنگ به تغییر دست زد، یعنی نگاه دولت به تغییر فرهنگی نگاه «پروژه‌ای» است و نه نگاه‌ «پروسه‌ای».
 
 اشكال دیگر، تعارض میان فرآیندهای رسمی تصمیم‌گیری و نظام عملی تصمیم‌گیری است، یعنی در حالیكه نظام بوروكراتیك از عقلانیتی ابزاری برخوردار است و مطابق همان منطق عمل می‌كند، نهادهای سیاسی مطابق ترجیحاتی كه دارند تصمیمات دیگری اتخاذ كنند كه لزوماً‌ با منطق بوروكراتیك هماهنگ نیست و گاه درست در جهت عكس آن عمل می‌كند.
 
 نارسایی دیگر را می‌توان نگرش تقلیل‌گرانه به حوزه فرهنگ دانست و اینكه فرهنگ اقوام ساكن در ایران نادیده انگاشته می‌شود و «فرهنگ ایرانی» به «فرهنگ فارسی» تقلیل پیدا می‌كند و از سوی دیگر، میراث فرهنگی ایران، صرفاً در میراث باستانی خلاصه می‌شود و میراث دوره اسلامی در حاشیه قرار می‌گیرد.
 
 اشكال دیگر را می توان در تعارض میان قانونمند كردن حوزه فعالیتهای فرهنگی و مطلقیت سیاسی دید. زیرا در بسیاری موارد، قانون‌ها و ضوابط به گونه‌ای صوری تصویب می‌شوند ولی اراده‌های سیاسی مانع اجرای آن‌ها می‌گردند. برای مثال دولت پهلوی در برنامه‌های فرهنگی خود رسماً اعلام كرد كه یكی از اهدافش آفرینشگری و خلاقیت و تولید فرهنگی است، اما در عمل، نهادهای تصمیم‌گیرنده و شیوه برخورد با فرهنگ مانع آفرینشگری می‌شوند

http://www.artesfahan.ir/Default.aspx?page=10695&section=newlistItem&mid=39865&pid=7537&ln=fa

ویژه نگار تخصصی فرهنگ و توسعه http://mabna.mihanblog.com/




foot pain gout
سه شنبه 6 تیر 1396 08:32 بعد از ظهر
These are actually wonderful ideas in on the topic of blogging.
You have touched some nice points here. Any way
keep up wrinting.
foot pain from driving
سه شنبه 6 تیر 1396 08:10 قبل از ظهر
For the reason that the admin of this site is working, no question very
quickly it will be renowned, due to its feature contents.
foot pain after running
پنجشنبه 1 تیر 1396 09:27 قبل از ظهر
These are really fantastic ideas in concerning blogging.
You have touched some nice points here. Any way keep up wrinting.
Esperanza
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:23 بعد از ظهر
A person essentially lend a hand to make critically articles I might state.
This is the very first time I frequented your website page and thus far?
I amazed with the research you made to make this
particular put up incredible. Magnificent job!
gertrudepresume.blog.fc2.com
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 10:38 بعد از ظهر
Hello i am kavin, its my first occasion to commenting anywhere, when i read this paragraph i thought i could also create comment due to this good paragraph.
BHW
یکشنبه 27 فروردین 1396 11:03 بعد از ظهر
Thanks designed for sharing such a good opinion, post is pleasant, thats why i have
read it entirely
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 07:37 بعد از ظهر
Hi! Someone in my Facebook group shared this site with us so I came to check
it out. I'm definitely enjoying the information. I'm bookmarking and will be tweeting this to my followers!
Great blog and great design.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر