تبلیغات
مبنا - مهندسی فرهنگی 3

ویژه نگار تخصصی فرهنگ و توسعه
نویسنده :Rostami Moghadam
تاریخ:پنجشنبه 8 تیر 1391-08:32 قبل از ظهر

مهندسی فرهنگی 3

    ویژه نگار تخصصی فرهنگ و توسعه         http://mabna.mihanblog.com             

مهندسی فرهنگی از دیدگاه اصولگرایی اصلاح‌طلبانه

با تاسی به دیدگاه مقام معظم رهبری درباره فرهنگ كه با نفی دیدگاه‌های افراطی نسبت به فرهنگ بر دیدگاهی میانه تاكید دارند، اصولگرایی اصلاح‌طلبانه نیز رویكرد خود را نسبت به مهندسی فرهنگی بر مبنای «نگاه معقول اسلامی» به فرهنگ كه خواسته رهبر معظم انقلاب است، تدوین می‌نماید. ضرورت اتخاذ رویكرد اعتدالی نسبت به فرهنگ ناشی از اهمیت و حساسیت فرهنگ عمومی و همچنین ظرافت بی‌اندازه كار و مدیریت فرهنگی است كه آن را نیازمند نهایت دقت و رعایت تمامی جوانب می‌كند. اهمیت فرهنگ و تأثیر آن بر كلیه ساختارهای اساسی جامعه ما را از هر گونه روش مبتنی بر آزمون و خطا در مهندسی فرهنگی برحذر می‌دارد. كوچكترین خطا یا سهل‌انگاری در این حوزه، تأثیرات مخرب و جبران ناپذیری بر سایر اركان جامعه خواهد گذاشت و جامعه و نظام را از مسیر خود منحرف خواهد ساخت. از این رو ارائه نگاهی صحیح و اعتدالی به فرهنگ و مهندسی فرهنگی رابطه مستقیم با حفظ نظام و اهداف عالیه انقلاب اسلامی دارد.

     
                

مهندسی فرهنگی 3

مهندسی فرهنگی از دیدگاه اصولگرایی اصلاح‌طلبانه

با تاسی به دیدگاه مقام معظم رهبری درباره فرهنگ كه با نفی دیدگاه‌های افراطی نسبت به فرهنگ بر دیدگاهی میانه تاكید دارند، اصولگرایی اصلاح‌طلبانه نیز رویكرد خود را نسبت به مهندسی فرهنگی بر مبنای «نگاه معقول اسلامی» به فرهنگ كه خواسته رهبر معظم انقلاب است، تدوین می‌نماید. ضرورت اتخاذ رویكرد اعتدالی نسبت به فرهنگ ناشی از اهمیت و حساسیت فرهنگ عمومی و همچنین ظرافت بی‌اندازه كار و مدیریت فرهنگی است كه آن را نیازمند نهایت دقت و رعایت تمامی جوانب می‌كند. اهمیت فرهنگ و تأثیر آن بر كلیه ساختارهای اساسی جامعه ما را از هر گونه روش مبتنی بر آزمون و خطا در مهندسی فرهنگی برحذر می‌دارد. كوچكترین خطا یا سهل‌انگاری در این حوزه، تأثیرات مخرب و جبران ناپذیری بر سایر اركان جامعه خواهد گذاشت و جامعه و نظام را از مسیر خود منحرف خواهد ساخت. از این رو ارائه نگاهی صحیح و اعتدالی به فرهنگ و مهندسی فرهنگی رابطه مستقیم با حفظ نظام و اهداف عالیه انقلاب اسلامی دارد.
 
 فرهنگ‌ها می‌توانند در ایجاد گفتمان نوین و نیز تثبیت، نوسازی، رشد و گسترش گفتمان حاكم عمل نماید. از این رو جهت‌گیری فرهنگ عمومی برخلاف اهداف گفتمان انقلاب اسلامی می‌تواند به تضعیف ساختاری ارزش‌های اصیل انقلاب منجر شود. از این رو همسوسازی فرهنگ عمومی با اصول و ارزش‌های انقلاب از الزامات اساسی مهندسی فرهنگی به شمار می‌رود. اگر فرهنگ عمومی و جاری جامعه را به طور عمده برگرفته از ساختارهای سنتی جامعه بدانیم آن گاه همسوسازی معنای یكسان سازی اصول و ارزش‌های انقلاب با مفهوم «سنت» را به خود می‌گیرد. هنگامی اصول و ارزش‌های انقلاب با فرهنگ عمومی یكی خواهد شد كه ساختارهای سنتی جامعه نفوذ كند. برای رسیدن به این مقصود نیاز به همپذیری و تعامل متقابل اصول و ارزش‌های انقلاب با فرهنگ عمومی هستیم. از دیدگاه اصولگرایی اصلاح‌طلبانه مهندسی فرهنگی ریشه در این تعامل دو سویه دارد. تعاملی كه در میان افراط و تفریط‌های یكسونگر و یكجانبه گرا، راهی میانه محسوب می‌شود كه به رابطه‌ای دیالكتیكی میان اصول و ارزش‌های انقلاب و فرهنگ عمومی معتقد است. سنتز و هدف نهایی این رابطه تعاملی، تلفیق و ادغام اصول و ارزش‌های انقلاب با فرهنگ عمومی است كه در مفهومی به نام «سنت» خلاصه می‌شود.
 
 تلقی و برداشت‌ ما از سنت در این جا ممكن است در برخی وجوه با برداشت رایج و عمومی از این مفهوم متفاوت باشد. سنت در دیدگاه اصولگرایی اصلاح‌طلبانه با مفاهیمی همچون «اصول و ارزشها»، «تاریخ»، «اصلاح»، «استمرار» و «معاصر بودن» در ارتباط است.
 
 مطابق با این مفهوم از سنت، مهندسی فرهنگی ساز و كاری است كه با رعایت شرایط زمان و مكان به استمرار اصول و ارزش‌های انقلاب در روند تاریخی حركت جامعه می‌پردازد و برای وصول به این هدف از مفهومی به نام اصلاح كمك می‌گیرد.
 
 این مفهوم از سنت در درون خود سازوكار پویایی، نوسازی و معاصرسازی را به همراه دارد از این رو با تلقی رایج از سنت كه آن را با جمود و ركود پیوند می‌زند، اختلاف اساسی دارد. مهندسی فرهنگی در حقیقت راهكار تئوریك و اجرایی نهادینه كردن این سازوكار است. تنها در این صورت است كه می‌توان انتظار داشت فرهنگ عمومی و غالب جامعه كه فرهنگی برگرفته از سنت است حائز آن چنان شرایطی باشد كه بتوان آن را فرهنگ بومی و یا فرهنگ ملی- اسلامی جامعه ایران نامید. فرهنگی اصیل كه می‌تواند مشخصه نظام و جامعه اسلامی بوده و نیز از توانایی و ظرفیت فراوانی برای حل مسائل و ارائه راهكار برخوردار باشد.
 
 این فرهنگ پویا، به خوبی می‌تواند وظیفه بازتولید اصول و ارزش‌های جامعه را در سطح ساختارهای كلان نظام ایفا نماید. در چنین حالتی فرهنگ هم نقش بنیادین خود را به عنوان یك ساختار ایفا می‌نماید و هم به عنوان كارگزار در خدمت منافع كل نظام اجتماعی خواهد بود.
 
 این دیدگاه با نگاهی نرم‌افزاری و غیرامنیتی به فرهنگ نگاه می‌كند هر چند برای اجرا به بعد سخت‌افزاری نیز نیازمند است اما نگاه غالب بر آن نگاه سخت‌افزاری، تهدید انگارانه و امنیتی نیست.
 
 این دیدگاه بر آن است كه اصولاً‌ غلبه دیدگاه‌های امنیتی و قیم‌مآبانه در حوزه مسائل مربوط به فرهنگ و روابط اجتماعی نه تنها راهگشای مسائل نخواهد بود بلكه بر پیچیدگی فضای آن نیز خواهد افزود و حتی در صورت عملكرد افراطی می‌تواند به حذف حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی منجر شود. علاوه بر این برخورد غیرفرهنگی و خشن منجر به آسیب‌ زدن به چهره حكومت و نظام می‌شود زیرا عزت و اقتدار حكومت نیازمند برخورد متین است، برخورد خردگرایانه و معتدل هم مشروعیت نظام را تثبیت می‌كند و هم بر كارآمدی آن می‌افزاید. از طرف دیگر برخورد امنیتی و انتظامی با فرهنگ، در چرخه قانون مقاومت طبیعی باعث بروز رفتارهای ناهنجار شدیدتری خواهد شد، و همانگونه كه ذكر شد به جای صرف نیرو و انرژی برای برخورد، باید سعی كرد فرهنگ اسلامی- ایرانی اصیل دوباره به ارزش بدل شود و به فرهنگ غالب بدل گردد.
 
 اصولاً با قیم‌مآبی و دستور دادن نمی‌توان فرهنگ را نهادینه كرد. حل مسائل فرهنگی نیازمند راه حل فرهنگی است. اصولاً در هیچ كجای جهان برای ترویج مسائل فرهنگی از شیوه‌های غیرفرهنگی استفاده نمی‌شود و اگر هم استفاده شده نتیجه مثبت نداشته است. تجربه سالیان گذشته كشور ما خود بزرگترین شاهد بر این مدعاست.
 
 سیاست‌های فرهنگی باید با عناوین فرهنگی همراه باشد. باید فرهنگ تعامل با مردم را جایگزین فرهنگ تقابل با مردم نمود.
 
 هیچ راه حل سریع و فوری برای حل مسائل فرهنگی وجود ندارد. مسائل فرهنگی نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و طولانی هستند كه هر چند اثرگذاری‌اش دیربازده است اما مدت تأثیر آن طولانی‌تر خواهد بود.
 
 سیاست‌های بلندمدت و موثر فرهنگی نباید فدای علایق و اهداف زودگذر جناحی و سیاسی شود. تلقی سیاسی نسبت به فرهنگ و ابزاری كردن فرهنگ برای خدمت به اهداف خاص سیاسی و جناحی اثرات زیانباری هم برای فرهنگ و هم برای كل نظام سیاسی و اجتماعی جامعه دارد. فرهنگ و مهندسی فرهنگی از اهداف كلان و استراتژیك نظام محسوب می‌شود و بنابراین هرگز نباید در دایره تنگ جناحی به آن اندیشید.
 
 فرهنگ‌سازی و مهندسی فرهنگی نیازمند جهادی بزرگ در عرصه دانش و عمل است. دولت و نظام سیاسی جامعه اگر می‌خواهد در این زمینه به موفقیتی دست یابد، باید خود را برای این جهاد عظیم از جهات گوناگون آماده سازد. 

http://www.artesfahan.ir/Default.aspx?page=10695&section=newlistItem&mid=39865&pid=7539&ln=fa

    ویژه نگار تخصصی فرهنگ و توسعه         http://mabna.mihanblog.com                                  




BHW
چهارشنبه 16 فروردین 1396 02:25 بعد از ظهر
Its like you read my mind! You seem to know so much about this,
like you wrote the book in it or something. I think that you can do with some pics to
drive the message home a bit, but instead of that, this is fantastic blog.
An excellent read. I will certainly be back.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر