تبلیغات
مبنا - مهندسی فرهنگی 5

ویژه نگار تخصصی فرهنگ و توسعه
نویسنده :Rostami Moghadam
تاریخ:پنجشنبه 8 تیر 1391-07:37 قبل از ظهر

مهندسی فرهنگی 5

   ویژه نگار تخصصی فرهنگ و توسعه      http://mabna.mihanblog.com

5( كاهش حجم بوروكراسی دولتی در زمینه فرهنگ):

 در سالیان گذشته در عین اینكه حجم عظیمی از بوروكراسی دولتی به صورت مستقیم و غیرمستقیم در عرصه‌های مختلف فرهنگ دخالت داشته‌اند با این حال شاهد ناكارآمدی دولت و كسب نتایج ضعیف در این زمینه هستیم. در حقیقت بوروكراسی و دخالت عظیم دولت در عرصه فرهنگ- همانند سایر عرصه‌ها به خصوص حوزه اقتصاد- خود به مانعی عمده بر سر راه پیشرفت حوزه فرهنگ بدل گشته است. لازم به ذكر است كه نفی بوروكراسی عظیم دولتی در این زمینه به معنای انكار و حذف جایگاه دولت در حوزه فرهنگ نیست بلكه هدف ارائه دیدگاهی آسیب‌شناسانه نسبت به این وضعیت است. مهندسی فرهنگی به طور حتم از وظایف دولت و نیازمند همیاری و مساعدت آن است اما اجرای صحیح این كار نیازمند ارائه مكانیزم دقیقی است كه محدوده اختیارات و وظایف دولت را در این زمینه بدرستی مشخص و معین كند. آنچه مسلم است این است كه هر چه این مكانیزم شفاف‌تر و صریح‌تر باشد امكانات اجرایی آن نیز افزایش یافته و كارآمدی نظام و دولت را در عرصه فرهنگ بالا می‌برد.

مهندسی فرهنگی 5

5( كاهش حجم بوروكراسی دولتی در زمینه فرهنگ):

 در سالیان گذشته در عین اینكه حجم عظیمی از بوروكراسی دولتی به صورت مستقیم و غیرمستقیم در عرصه‌های مختلف فرهنگ دخالت داشته‌اند با این حال شاهد ناكارآمدی دولت و كسب نتایج ضعیف در این زمینه هستیم. در حقیقت بوروكراسی و دخالت عظیم دولت در عرصه فرهنگ- همانند سایر عرصه‌ها به خصوص حوزه اقتصاد- خود به مانعی عمده بر سر راه پیشرفت حوزه فرهنگ بدل گشته است. لازم به ذكر است كه نفی بوروكراسی عظیم دولتی در این زمینه به معنای انكار و حذف جایگاه دولت در حوزه فرهنگ نیست بلكه هدف ارائه دیدگاهی آسیب‌شناسانه نسبت به این وضعیت است. مهندسی فرهنگی به طور حتم از وظایف دولت و نیازمند همیاری و مساعدت آن است اما اجرای صحیح این كار نیازمند ارائه مكانیزم دقیقی است كه محدوده اختیارات و وظایف دولت را در این زمینه بدرستی مشخص و معین كند. آنچه مسلم است این است كه هر چه این مكانیزم شفاف‌تر و صریح‌تر باشد امكانات اجرایی آن نیز افزایش یافته و كارآمدی نظام و دولت را در عرصه فرهنگ بالا می‌برد.

یكی از راهكارهای كاهش بوروكراسی در زمینه فرهنگ، تفكیك و تعیین دقیق مسئولیت‌ها و وظایف میان نهادها و ارگان‌های ذیربط بوده است. این كار مانع از موازی كاری فرهنگی كه از آفات مهم مهندسی فرهنگی است، می‌شود.

تفكیك دقیق حوزه‌ها به مدیران و مسئولان فرهنگی در پیگیری اهداف و نتایج نیز كمك می‌كند و برای ایشان امكان ردیابی مسیر فعالیت‌ها و نیز حذف خطاها و افزایش راندمان را فراهم می‌سازد.

كاهش بوروكراسی دولتی از جنبه‌ای دیگر نیز حائز اهمیت است و آن تأكید بر بعد كیفی در فعالیت‌های حوزه فرهنگی به جای توجه صرف به كمیت است. بوروكراسی عظیم دولتی بنا به عادت دیرینه خود و برای توجیه و نشان دادن فعالیت‌ها و موفقیت‌ خود صرفاً بر داده‌های آماری تكیه دارد و افزایش كمی را نشان دهنده رشد فرهنگی می‌داند. در صورتیكه افزایش آماری صرفاً یك بعد كم اهمیت در مهندسی فرهنگی محسوب می‌شود و تنها آن هنگام دارای اهمیت است كه رشد خود را عملاً در افزایش كیفی عناصر فرهنگی در سطح جامعه نشان می‌دهد. فرهنگ جامعه امری ملموس، عینی و انضمامی است و سنجش آن نیز تنها با دسترسی مستقیم به جامعه و بررسی نمودهای عینی آن امكا‌ن‌پذیر است. صرفاً با اختصاص بودجه‌های هنگفت به سازمان‌ها و نهادهای مسئول در حوزه فرهنگ نمی‌توان انتظار داشت نتیجه مطلوبی حاصل شود، بلكه مهندسی فرهنگی تنها آن هنگام به هدف مطلوب خویش نایل خواهد شد كه بودجه‌های فرهنگی كاملاً هدفمند اختصاص داده شده و قابل رهگیری باشد.

عامل دیگری كه در كاهش حجم مداخلات دولت در حوزه فرهنگ موثر است، استفاده از نیروهای فراوان و بالقوه نهفته در بطن جامعه است. جامعه كه خود عنصر اصلی در مهندسی فرهنگی است می‌تواند بیش از هر عنصر دیگری در این زمینه به دولت كمك نماید. جامعه هم مهمترین تولیدكننده و هم بزرگترین مصرف‌كننده فرهنگ و تولیدات فرهنگی محسوب می‌گردد. فعال كردن جامعه برای تولید محصول مطلوب فرهنگی از شاخص‌های مهم مهندسی فرهنگی است. دولت و جامعه با احترام و اذعان به توانایی‌های یكدیگر در عرصه فرهنگ و شناسایی متقابل این توانایی‌ها توسط ایشان، راه را برای تعاملی سازنده میان دولت و جامعه در عرصه فرهنگ می‌گشاید. در این تعامل متقابل، دولت به عنوان نماینده جامعه نقش طراح اصلی خط‌مشی‌ها و اهداف فرهنگی را ایفا می‌نماید. و جامعه به عنوان كارگزار فرهنگی هم در تدوین خط‌مشی‌های اصلی به كمك دولت می‌شتابد و هم نقش اصلی را در اجرای رهیافت‌ها برعهده می‌گیرد.

در این راستا دولت می‌تواند با كمك به رشد و توسعه سازمان‌های مردم نهاد (NGO) گام مهمی در اجرای این تعامل بردارد. این سازمان‌ها با توجه به جایگاهی كه در جامعه و میان مردم و تولید فرهنگ عمومی دارند می‌توانند به عنوان بازوان قدرتمند دولت در عرصه مهندسی فرهنگی ایفای نقش نمایند.

یكی دیگر از زمینه‌های كاهش دادن حجم دولت در این زمینه، توجه به نقش نخبگان و فرهیختگان و نیز موسسات فرهنگی و آموزشی است. دانشگاهیان و روحانیون به عنوان گروه‌های مرجع اصلی جامعه می‌توانند نقش پیشرو در مهندسی فرهنگی ایفا نمایند. نظریات و دیدگاه‌های ایشان می‌تواند راهگشای دولت در تدوین برنامه‌ها و خط‌مشی‌های كلی مهندسی فرهنگی باشد. دولت هم در عرصه نظر و ارائه و تدوین راهكارها نیازمند نظریه‌های فرهنگی نخبگان و مراكز دانشگاهی است و هم در عرصه عمل نیازمند ارتباط با نخبگان به منظور دریافت راهكارهای جدید و عملی اجرایی در این زمینه است. یكی از عوامل افزایش حجم بوروكراسی دولتی در زمینه فرهنگ، استفاده از ابزارها و شیوه‌های سنتی و قدیمی در این زمینه است. امروز و در عصر جهانی شدن و با وجود تحولات عظیم در فناوری اطلاعات و ارتباطات دیگر استفاده از شیوه‌های سنتی و قدیمی پاسخگوی نیازهای فرهنگی و نیز توجیه‌پذیر نخواهد بود. مهندسی فرهنگی در جهان امروز نیازمند استفاده از جدیدترین و پیشرفته‌ترین تكنولوژی‌های فنی در زمینه فرهنگ است. استفاده از این فناوری علاوه بر بالا بردن سطح نفوذ و كارایی و كارآمدی دولت، از حجم دخالت مستقیم ارگان‌های دولتی در فرایند تشكیل فرهنگ عمومی جامعه می‌كاهد.

6) نگاه به فرهنگ به عنوان ركن اصلی توسعه پایدار:

یافته‌ها و شواهد نشان می‌دهند كه بكارگیری استراتژی‌ها و الگوهای توسعه غربی در بسیاری از كشورها، به خصوص كشورهای جهان سوم، موفقیت آمیز نبوده‌اند، حتی هنگامی كه به گونه‌ای كاملاً جدی پیگیری شده‌اند. بیشتر استراتژی‌های پیشین توسعه، كوته‌بینانه بر اقتصاد متمركز شده‌اند. اگر معیارهای پیشرفت نظام اجتماعی را مواردی چون امكان ارضای نیازهای اساسی افراد جامعه، كاهش پیچیدگی اجتماعی، نظم اجتماعی، ملاحظات اجتماعی و كمك به همنوع، توافق و وحدت ارزشی، انسجام اجتماعی و كاهش نابرابری‌ها در نظر بگیریم، آن گاه باید بپذیریم كه استراتژی‌ها و الگوی توسعه كه رویكرد تحول جامعه به سوی وضعیتی بهتر را ترسیم می‌كنند، باید ناظر به همه اجزای جامعه، درونزا و متكی به اصول، ارزش‌ها و فرآیندهای داخلی جامعه و چندجانبه و در واقع مبتنی بر فرهنگ جامعه باشند.

در حوزه فرهنگ ملی، ایرانیان دارای عناصر فرهنگی خاص خود هستند كه از یك تاریخ پرفراز و نشیب و یك پیشینه تمدنی طولانی نشأت می‌گیرد. این فرهنگ با دو عنصر فرهنگ غربی و فرهنگ اسلامی در مواجهه بوده است. ایرانیان به خصوص در دهه‌های اخیر، در حالیكه در روند رشد یابنده‌‌ای با ابزارها و شیوه‌های تمدن غربی، كه در بستر فرهنگی غرب پرورده شده و بالیده است، زندگی می‌كرده‌اند، دل در گرو فرهنگ و تمدن دیگری داشته‌اند و آن را ملاك و معیار داوری در معركه خیر و شر و سعادت و شقاوت جوامع و افراد دانسته‌اند. نكته قابل ذكر دیگر آن است كه شاید بتوان گفت خصیصه اصلی فرهنگ ایرانی، حفظ و صیانت جوهر فرهنگ و به تحلیل بردن عناصر بیگانه بوده است. با همه این امتزاجات فرهنگی، به نظر می‌رسد كه سیستم فكری- فرهنگی ما بنیادها و مفروضات مربوط به توسعه را داراست ولی به احتمال قوی در اهداف و معیارهای توسعه بین ما و تفكر معمولی غربی تفاوت وجود دارد. به عنوان مثال، ممكن است رفاه و آسودگی مادی شهروندان در غرب به عنوان یك هدف مطرح گردد، اما آیا ما نیز دقیقاً چنین هدفی را دنبال می‌كنیم یا چارچوب متفاوتی داریم؟ این نكته بسیار مهم در برنامه‌ریزی‌های ما مغفول مانده است به طوریكه به كارگیری بخش‌های مختلفی از الگوهای توسعه به صورت ادواری در كشور و بدون توجه به یك الگوی جامع مبتنی بر فرهنگ خودی، منجر به نابسامانی‌های اجتماعی شده و برخی جنبه‌های منفی را در فرهنگ ملی ما توسعه داده است. لذا به نظر می‌رسد كه در وهله اول به تعریف واحد، مشخص و دقیقی از توسعه مبتنی بر چارچوب فرهنگی خودی نیازمندیم. در مرحله بعد، به الگویی برای توسعه نیازداریم كه در تطابق و توافق كامل با ارزش‌های فرهنگی ما و چارچوب‌های فكری ما باشد. هماهنگ‌سازی كلیه ضوابط، مقررات و قوانین، نظام‌ها و تصمیمات با چارچوب كلان الگوی توسعه و نیازهای فرهنگی آن، ضرورت بلادرنگ و انكارناپذیر چنین روالی است.

7) ویژگی مدیران فرهنگی

مدیریت فرهنگی به عنوان حوزه‌ای تخصصی در دانش مدیریت از پیچیدگی،‌ ظرافت و اهمیت خاصی برخوردار است. مهندسی فرهنگی چه در مرحله برنامه‌ریزی و نظریه‌پردازی و چه در مرحله اجرایی و عملیاتی نیازمند برخورداری از مدیریت صحیح فرهنگی است. بدین منظور و برای هدایت فرهنگ جامعه نیاز به انتخاب، گزینش و تربیت مدیرانی داریم كه از هر لحاظ شایستگی حضور در این عرصه مهم را دارا باشند. خصوصیات مدیر موفق در مهندسی فرهنگی را در سه حوزه می‌توان بررسی نمود:

الف) حوزه تمایلات و ارزش‌ها: اهل علم و تحقیق بودن، میل به تكامل و پیشرفت، آزاد اندیشی در امور فرهنگی، اعتقاد به امنیت، عدالت خواهی، نوعدوستی (انسان‌گرایی)، اعتقاد به مشاركت مردم، عشق و پایبندی به فرهنگ ملی، گرایش درونی به امور فرهنگی و هنری، مؤمن بودن (دینداری)، وجدان كار، اعتقاد به نظم و قانون و آشتی‌ناپذیری با كفر و استكبار

ب) حوزه اندیشه و آگاهی: قدرت استدلال و استنتاج ذهنی، جامع‌نگری (نگرش سیستمی)، آینده‌نگری، نگرش مثبت، استقلال فكری، نظام فكری منسجم، نوآوری و خلاقیت ذهنی، شناخت نظریه‌ها و تئوری‌های فرهنگی، شناخت عناصر متشكله فرهنگ، شناخت زیربناهای فكری و فرهنگی، شناخت سازوكارهای (مكانیزم) تبادل فرهنگی، احترام به فرهنگ‌های بومی و منطقه‌ای، شناخت تأثیر متقابل عوامل فرهنگی و غیرفرهنگی،‌ شناخت تأثیر فعالیت‌های فرهنگی بر مردم،‌ شناخت روند تحولات جهانی فرهنگ‌ها، شناخت مقتضیات زمان و مكان، شناخت ابزارهای جدید ارتباطی و فرهنگی و شناخت نقش مردم در فعالیت‌های فرهنگی

ج) حوزه رفتاری: رعایت اخلاق اسلامی، خودشناسی، اعتماد به نفس، انجام فرائض مذهبی، پرهیز از خشونت، قدرت تحمل مسائل و مشكلات (سعه صدر)، وجاهت اجتماعی، صبر و شكیبایی، مسئولیت‌پذیری، الهام بخشی به دیگران، احتراز از پیش‌داوری، صراحت و صمیمیت در روابط، انعطاف‌پذیری، بهره‌گیری از تجارب خود و دیگران، تصمیم‌گیری بر اساس مطالعه و كار كارشناسی، تخصص در زمینه فعالیت‌های سازمان، مشاركت در كارهای گروهی، عمل بر اساس برنامه، تجزیه و تحلیل عمیق امور (ژرف‌نگری)، تكیه بر قوانین و اصول سیاست‌های فرهنگی نظام، قطعیت در اجرای تصمیمات مطلوب و احتراز از توجه افراطی به امور اجرایی عمل زدگی تهاجم فرهنگی از طرف فرهنگ و اندیشه غرب واقعیتی انكارناپذیر در جهان امروز است. واقعیت مهم و حساسی كه مقام معظم رهبری همواره و به كرات به آن اشاره داشته و مسئولان و برنامه‌ریزان كشور را به بررسی، تحلیل و مقابله با آن امر فرموده‌اند.

امروزه در عصر جهانی شدن،‌ فرهنگ‌های ملی و بومی بیش از گذشته در معرض تهدید و آسیب قرار گرفته‌اند. این تهدید از جانب فرهنگ مسلطی در جهان صورت می‌گیرد كه سعی دارد با استفاده از توانایی‌ها و قدرت بالای اقتصادی، تكنولوژیكی و حتی نظامی خود مشروعیت و مقبولیت خود را بر تمامی جهان تحمیل نماید.

امروزه فن‌آوری‌های نوین در خدمت سیاست‌های سلطه‌گرایانه كشورهای سرمایه‌داری قرار گرفته كه در نهایت به سلطه‌گری نوین می‌انجامد كه از آن می‌‌توان به استعمار نوین نیز تعبیر كرد. محور اصلی این استعمار نوین تغییر در نگرش‌های فكری و فرهنگی كشورها و جوامع دیگر است. این استعمار بر خلاف گذشته خصلت نرم‌افزاری پیدا نموده و علیرغم آن كه به ظاهر مرزهای جغرافیایی را به رسمیت شناخته و حضور فیزیكی در جوامع دیگر ندارد اما با استفاده از ابزاریهای نوین سعی در القاء علایق و تمنیات فرهنگی خود به جوامع دیگر در راستای نیل به اهداف استعماری خویش است.

آمریكا و اروپا در یك همدستی بی‌سر و صدا و یك تبانی آشكار كه كمتر توجه اشخاص و مقامات غیرتخصصی را به خود جلب كرده، مشغول طراحی و تأسیس زیرساخت عظیم ارتباطی و اطلاعاتی كه به «بزرگراه‌های اطلاعاتی» معروف شده، هستند كه همانند زیرساخت‌های تلگرافی و راه‌آهن قرن نوزدهم و بزرگراه‌های حمل و نقل و خطوط هواپیمایی قرن بیستم‌، توازن قدرت را در آمریكا و اروپا حفظ كرده و سیاست غرب را در تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری مسائل سیاسی، اقتصادی، تجاری، فرهنگی و نظامی جهانی ضمانت خواهد كرد.

مهندسی فرهنگی از دیدگاه اصولگرایی اصلاح‌طلبانه‌، یكی از وظایف اصلی و مهم خود را مقابله با این تهاجم فرهنگی همه جانبه غرب می‌داند و در این راستا توجه اصلی خود را معطوف به تحكیم و تقویت زیرساخت‌ها و مبانی ارزشی فرهنگ ملی- اسلامی جامعه خواهد نمود. مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب بدون ارایه یك برنامه جامع و مدون كه بر تمام زوایا و شئون مختلف آن اشراف داشته باشد امكان‌پذیر نخواهد بود. آن چه در سالهای گذشته با عنوان مقابله با تهاجم فرهنگی صورت گرفته عمدتاً فاقد شناخت صحیح همه جوانب این مقوله بوده و در نتیجه امكان برنامه‌ریزی جامع و دقیق را از مسئولان سلب نموده است و باعث ناكارآمدی تصمیمات اجرا شده در این زمینه گردیده است. امروزه مشاهده می‌شود كه علیرغم گذشت‌ سالها از بیان این موضوع از سوی مقام معظم رهبری و اختصاص بودجه‌های كلان و تدوین قوانین متعدد در این موضوع، متاسفانه اقدامی شایسته در جهت حل این معضل و رفع دغدغه‌های مقام معظم رهبری و جامعه اسلامی‌مان صورت نگرفته است. حل اصولی این مسأله نیازمند نگاهی وسیع، شناختی عمیق و  تدوین برنامه‌ای دقیق و همه جانبه و بدور از هر گونه افراط و تفریط و نیز حمایت و همكاری همه نهادها و دستگاه‌های قضایی، تقنینی و اجرایی نظام و نیز كلیه مراكز و موسسات فرهنگی،‌ آموزشی و نیز نخبگان و فرهیختگان و كلیه اقشار جامعه خواهد بود.


9) استفاده از تجارب جوامع و كشورهای دیگر)

اهمیت و حساسیت بالای حوزه فرهنگ مانع از آن می‌شود كه در این حوزه از شیوه‌های مبتنی بر آزمون و خطا استفاده گردد. از طرف دیگر، فرهنگ و دغدغه‌های مربوط به آن تنها مختص به جامعه ما نیست و در تمامی كشورها و جوامع از اهمیت بالا برخوردار است. اهمیت این موضوع باعث شده است كه كشورها و دولت‌های مختلف زمان و انرژی زیادی را صرف پژوهش و ارائه راهكارهای مختلف برای اداره و راهبری حوزه فرهنگ نمایند. علیرغم تفاوت‌هایی كه میان فرهنگ‌های مختلف وجود دارد اما شباهت‌های بسیاری نیز بین آنها یافت می‌شود و از سوی دیگر برنامه‌ریزی و مهندسی فرهنگی در زیر شاخه مدیریت قرار می‌گیرد كه مدیریت نیز از اصول و قوانین ثابتی تبعیت می‌كند.

بر مبنای آن چه گفته شد می‌توان دریافت كه به منظور كاهش هزینه‌ها و افزایش بازدهی و كارآمدی نیازمند استفاده بهینه از خردجمعی جهانی در این زمینه هستیم. این كار به منزله نادیده گرفتن تفاوت‌ها و تبعیت محض از جوامع دیگر نیست بلكه صرفاً آشنایی با نظریات مختلف و كاربری فنون جدید و علمی را شامل می‌شود كه دولت‌های مختلف از آنها برای تمشیت امور فرهنگی جامعه خویش بهره برده‌اند. در این جا به سیاست‌های فرهنگی چند كشور به عنوان نمونه اشاره می‌شود تا افق‌های جدیدی برای مهندسی فرهنگی در جامعه ایران گشوده شود. قوانین و تجارب این كشورها می‌تواند راهنمای ایجاد قوانین و نهادهای جدید در راستای مهندسی فرهنگی كشور باشند.

الف) كرواسی: از اصول سیاست‌های فرهنگی این كشور می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود: حمایت از خلاقیت‌های آزادانه فكری و هنری، بازپروری ایدئولوژی فرهنگی،‌ اجرای اولویت‌ها و ارزش‌های فرهنگی، گسترش فرهنگ حرفه‌ای گری و احساس مسئولیت، تاسیس سازمان‌های خصوصی و انجمن تهیه‌كنندگان،‌ حمایت از انجمن‌های فرهنگی، تشویق و ترغیب افراد مستعد و موفق و ...

ب) ایتالیا: در این كشور وظیفه توسعه فرهنگی به سازمان‌هایی محول گردیده كه خود وظایف خطیری نظیر تعیین خط‌مشی و برقراری هماهنگی میان اعضاء مشترك امور فرهنگی كشور را بر عهده دارند. از جمله مهمترین وظایف مراكز فوق می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1- كمك به دولت در جهت حصول دانش پیشنیاز تجزیه و تحلیل سیاست فرهنگی كشور

2- پیگیری این تحلیل‌ها به جهت تأثیر در سطوح اداری و دولتی

3- انتشار گزارشات جامع و ارزیابی‌های منتقدانه در خصوص تأثیر سیاست‌های فرهنگی در حیطه‌های مورد نظر

4- شناخت و ارزیابی نیازمندی‌ها و ارزش‌های فرهنگی جامعه و تعیین درجه چنین نیازمندی‌‌هایی با توجه به تقاضای سطوح مختلف جامعه.

5- تأسیس بانك‌های اطلاعاتی فرهنگی در جهت توسعه فرهنگی كشور

6- سازماندهی برنامه‌های آموزشی- فرهنگی

ج- روسیه: از اهداف و سیاست‌های فرهنگی دراز مدت این كشور می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

1-حمایت و پشتیبانی دولت از مشاركت فرهنگی و فعالیت‌های حرفه‌ای و خلاق

2-حفاظت و صیانت از میراث فرهنگی كشور و استفاده به جا و موثر از آن

3- توسعه و تقویت زیرساخت‌های فرهنگی كشور به منظور دسترسی به كالاهای فرهنگی، منابع اطلاعاتی موزه‌های كشور، كتابخانه‌ها و آرشیوها و اتصال به دهكده اطلاعاتی جهانی.

4- توسعه نقش فرهنگ در جامعه در جهت تقویت موسسات مختلف فرهنگی، افزایش آگاهی‌های اجتماعی و حفاظت از گروه‌های آسیب‌پذیر اجتماع

5- متمركز نمودن بودجه بر اولویت‌های فرهنگی كشور

د- آلمان: چارچوب‌های تأمین اجتماعی: هنرمندان، روزنامه‌نگاران و نویسندگان از پوشش كامل تأمین اجتماعی برخوردار هستند. اگر آن‌ها استخدام باشند، تحت پوشش برنامه عمومی تامین اجتماعی قرار می‌گیرند و هنرمندان و نویسندگان آزاد نیز می‌توانند به صندوق‌های بیمه اجتماعی هنرمندان بپیوندند، كه قسمت عمده بودجه این صندوق را نیز دولت متقبل شده است.

ه- مصر: فولكلور مصری یكی از اصلی‌ترین بخش‌های فرهنگی می‌باشد كه در كشور مصر توجه زیادی به آن معطوف گردیده است. یكی از مهمترین اهداف پرداختن به فولكلور مصری مبارزه با مسأله بیگانگی فرهنگ كشور نسبت به سنت‌ها و الگوی فرهنگی بومی كشور می‌باشد. در این كشور وزارت فرهنگ از طریق حمایت دولت بر تنظیم و بررسی سنت‌ها و الگوهای فرهنگی پویا و فعال مصری می‌پردازد. شورای عالی هنر، ادبیات و علوم اجتماعی كشور نیز اقدام به تشكیل كمیسیون ویژه‌ای جهت مطالعه و بررسی در زمینه فولكلور مصری و برقراری ارتباط میان هنرمندان فولكلور با انسان شناسان نموده است.

http://www.artesfahan.ir/Default.aspx?page=10695&section=newlistItem&mid=39865&pid=7542&ln=fa

   ویژه نگار تخصصی فرهنگ و توسعه      http://mabna.mihanblog.com                                 




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر