تبلیغات
مبنا - در آمدی بر مفهوم فرهنگ

ویژه نگار تخصصی فرهنگ و توسعه
نویسنده :Rostami Moghadam
تاریخ:پنجشنبه 8 تیر 1391-07:40 قبل از ظهر

در آمدی بر مفهوم فرهنگ

   ویژه نگار تخصصی فرهنگ و توسعه      http://mabna.mihanblog.com

ما در جامعه اسلامی و به خصوص جامعه‌ای فرهنگی زندگی می‌كنیم. توجه به مدیریت فرهنگ و ساماندهی اوضاع فرهنگی كشور دغدغه اصلی رهبر انقلاب، رئیس جمهور، شورای‎عالی انقلاب فرهنگی و بسیاری از نهادهایی هست كه در این عرصه خدمت می‎كنند.
ساماندهی وضعیت فرهنگی كشور نیاز به برنامه همه‎ جانبه و به تعبیری به مهندسی دارد. مهندس كسی است كه ارتباط بین اجزاء‌ یك سازه را با یكدیگر و با كل سازه بررسی می‎كند و همه را در نقشه سازه محاسبه می‎نماید. اگر بپذیریم فرهنگ، یك سازه با اجزاء‌ متنوع و متكثر می‎باشد، طبیعتاَ باید طی یك نقشه و محاسبات پیچیده ارتباط بین اجزا‌ با هم و با كل سازه فرهنگ بررسی شود. شاید این همان تعبیری است كه مقام معظم رهبری از آن تحت عنوان «نقشه مهندسی فرهنگی كشور» نام برده‎اند.

در آمدی بر مفهوم فرهنگ

 

ما در جامعه اسلامی و به خصوص جامعه‌ای فرهنگی زندگی می‌كنیم. توجه به مدیریت فرهنگ و ساماندهی اوضاع فرهنگی كشور دغدغه اصلی رهبر انقلاب، رئیس جمهور، شورای‎عالی انقلاب فرهنگی و بسیاری از نهادهایی هست كه در این عرصه خدمت می‎كنند.
ساماندهی وضعیت فرهنگی كشور نیاز به برنامه همه‎ جانبه و به تعبیری به مهندسی دارد. مهندس كسی است كه ارتباط بین اجزاء‌ یك سازه را با یكدیگر و با كل سازه بررسی می‎كند و همه را در نقشه سازه محاسبه می‎نماید. اگر بپذیریم فرهنگ، یك سازه با اجزاء‌ متنوع و متكثر می‎باشد، طبیعتاَ باید طی یك نقشه و محاسبات پیچیده ارتباط بین اجزا‌ با هم و با كل سازه فرهنگ بررسی شود. شاید این همان تعبیری است كه مقام معظم رهبری از آن تحت عنوان «نقشه مهندسی فرهنگی كشور» نام برده‎اند.
به نظر می‏رسد قدم اول برای تهیه این نقشه شناخت اجزاء‌ و مصالحی است كه در این سازه به كار می‎رود. پس باید سعی كنیم فرهنگ را بشناسیم و تعریف نماییم و اجزاء‌ مختلف آن را با هم و با كل فرهنگ به نحو جهت‎داری هماهنگ كنیم. پس مجبور خواهیم بود كه فرهنگ را تبیین نماییم.
مفهوم فرهنگ:
در تعریف فرهنگ چنانكه مقام معظم رهبری فرموده‏اند باید سعی شود از افراط و تفریط پرهیز شود. یعنی نه فرهنگ را یك كل باز و گسترده به وسعت جامعه بدانیم كه مدیریت پذیر نیست و نه با تعریفی محدود و مضیق آن را سیستمی مكانیكی و بسته بدانیم. نوشتار حاضر سعی دارد با استفاده از تعاریف موجود چارچوبی را برای مفهوم فرهنگ فراهم آورد. از فرهنگ تعاریف مختلفی در كشورهای مختلف وجود دارد.
ریموند ویلیامز در كتاب «كلید واژه‏ها» معتقد است كه مفاهیم فرهنگ در 3 نوع كاربرد رایج انعكاس یافته است.
ـ تعاریفی كه اشاره به رشد فكری، روحی و زیباشناختی فرد، گروه یا جامعه دارند.
ـ تعاریفی كه دربرگیرنده فعالیت‌های ذهنی و هنری و محصولات آنها مثل فیلم، موسیقی و‌ تئأتر است.
ـ تعاریفی كه بر مشخص كردن كل راه و رسم زندگی و فعالیت‌ها، باورها و آداب و رسوم تداومی از مردم،‌ یا یك جامعه تأكید دارد.
كروبر و كلوكهون كه مردم‏شناس هستند در كتاب خود با عنوان تعریف استنادی از فرهنگ و معانی و مفاهیم آن، تعاریف زیادی از فرهنگ را گردآوری كردند و موفق شدند همه این تعاریف را در 6 درك اصلی از فرهنگ دسته‏بندی نمایند.
1ـ تعایف توصیفی: در این دسته از تعاریف، فرهنگ به مثابه یك مجموعه جامع كه زندگی اجتماعی را می‎سازد در نظر گرفته می‎شود. تعریف تیلور در سال 1871 شاید جزء مبنایی‎ترین تعاریف در این درك می‏باشد. تیلور معتقد است كه فرهنگ آن كل پیچیده‎ایی است كه دانش،‌ باور،‌ هنر، قوانین، اخلاقیات، رسوم و هرگونه قابلیت‎ها و عادات دیگری را كه انسان به عنوان عضوی از جامعه فرا می‏گیرد، شامل می‏شود.
2ـ تعاریف تاریخی: این دسته از تعاریف فرهنگ را میراث تاریخی نسل‎ها می‎‏داند كه در طول زمان و در فرآیند انتقال از نسلی به نسل دیگر اضافه و تكمیل می‏شود.
3ـ تعاریف هنجاری: این تعاریف نیز خود 2 دسته‎اند. گروهی فرهنگ را شیوه زندگی می‎‏دانند كه به الگوهای رفتاری انسان‌ها شكل می‎دهد و گروه دیگر فرهنگ را ارزش‏های مادی و اجتماعی مردم می‏دانند.
4ـ تعاریف روان‏شناختی: در این تعاریف فرهنگ به مثابه حلال مشكلات مردم كه ارتباطات آنها را میسر می‎سازد و انسان‌ها می‏توانند به دلیل آن آموزش ببینند یا نیازهای مادی و عاطفی خود را برآورده سازند تلقی می‌گردد.
5ـ تعاریف ساختاری: این تعاریف بیشتر به روابط سازمان یافته و جنبه‎های تفكیك پذیر فرهنگ اشاره دارد و فرهنگ را امری تجریدی می‏داند كه با رفتار انضمامی فرق دارد. این تعریف نقطه مقابل تعریف تیلور از فرهنگ است.
6ـ تعاریف ژنتیكی: این تعاریف، فرهنگ را محصول كنش متقابل انسان‌ها و محصول تحولات بین نسلی می‏داند و به تعاریف تاریخی نزدیك است.
 
خراب نكنیم، بسازیم و …
مهندسی عمران، مهندسی صنایع، مهندسی مكانیك، مهندسی پزشكی و … . از این عبارات در دانشگاه‌های ما زیاد استفاده می‌شود، اما مهندسی اصلاً چه چیزی هست كه تا بر سر رشته‌ای می‌رود معنی متفاوتی به آن می‌دهد.
مهندسی به طور كلی یعنی اینكه یك سوژه را طرح كنید و به آن شكل دهید. منظمش كنید، بعد آن را برای سایر موارد مشابه، تعمیم بدهید.
مهندسی همیشه بر مبنای اصول اثبات شدة قدیمی پیش رفته است. آجرهای نو، روی آجرهای قبلی گذاشته می‌شود. در یك سیستم مهندسی درست و اصولی نمی‌توان تمام اصول بدیهی قبلی را زیر پا گذاشت و خراب كرد و بعد همه چیز را از ابتدا ساخت.
اگر فرهنگ را سوژه‌ای بدانیم كه قابلیت كار مهندسی دارد، پس باید همة چیزهایی را كه در بالا به آن اشاره شد، درباره‌اش قابل اجرا بدانیم. یعنی قبول كنیم فرهنگ قابلیت طراحی، تعمیم، شكل گیری و نظم یافتن دارد.
همین طور باید دانست مواردی در فرهنگ عمیق ما مثل مذهب، وطن دوستی، كیان خانواده، امانتداری، احترام به بزرگترها، مهمان‌نوازی و… پایه اثبات شده این مهندسی است و آنچه قرار است به بهانة مهندسی فرهنگی انجام بگیرد، تلفیق مذهب و ملیت با مقتضیات روز است.

http://www.artesfahan.ir/Default.aspx?page=10695&section=newlistItem&mid=39865&pid=7546&ln=fa

   ویژه نگار تخصصی فرهنگ و توسعه      http://mabna.mihanblog.com                                  




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر