تبلیغات
مبنا - توسعه فرهنگی

ویژه نگار تخصصی فرهنگ و توسعه
تاریخ:سه شنبه 4 خرداد 1389-09:20 بعد از ظهر

توسعه فرهنگی

مبانی نظری

تا چند دهه قبل عقیده اكثر قریب به اتفاق صاحب نظران براین بود كه توسعه دارای مفهومی است اقتصادی.به عبارت دیگر توسعه صرفاٌجنبه اقتصادی داشت و كشور ها در جهت دستیابی به توسعه، به تقویت اقتصاد خویش می پرداختند.امّا این وضعیت با شكست كشورهایی كه صرفاٌ معیارهای اقتصادی را در برنامه ریزی خود در دستیابی به توسعه گنجانده بودندتغییر یافت،و موجب از دست رفتن مفهوم یكبعدی توسعه شد.

امروز محققین, آینده‌پژوهان و سیاست‌گذاران به این باور رسیده‌اند كه بعد از دوران جدال‌های نظامی (در گذشته تا دهه 1970) و رقابت‌های اقتصادی (چند دهه اخیر تا كنون), ”آینده, صحنه نبرد و رقابت فرهنگ‌های مختلف است“. هر ملتی كه دارای فرهنگ برتر است پیروز میدان كارزار آینده است (چه در حوزه سیاست و چه اقتصاد). این خود شاهد این مدعا است كه توسعه فرهنگی, مقدم بر توسعه سیاسی و توسعه اقتصادی است. به این ترتیب در آغاز قرن 20توسعه دیگر مفهومی صرفاٌ اقتصادی ندارد،بلكه نگاه هایش بیش از همه به زمینه های فرهنگی اجتماعی كه توسعه در آن تحقق یافته و نیز شرایطی كه به آن فرهنگ خاص مربوط می شود معطوف شده است.

سازمان تربیتی ،علمی وفرهنگی ملل متحد(یونسكو) نیز دهه پایانی قرن 20 را دهه فرهنگ نامید و مقررنمود كه كشور ها ی عضو می بایست در پیشرفت و اعتلای فرهنگ در این دهه كوشا باشند،واین ظویفه را بر عهده دولت و كمیسیون های ملی یونسكو در هر كشور نهاد.

اكنون دیگر این اجماع اكثریتی وجود دارد كه مبنای هر نوع توسعه ،توسعه فرهنگی است.و از آن جا كه دغدغه اصلی دولت ها رسیدن به توسعه همه جانبه است واز آن جایی كه مبنای این توسعه انسان(موجودی فرهنگی)می باشد ، زیربنای توسعه حقیقی و پایدار نیز توسعه فرهنگی خواهد بود.

اهمیت موضوع

فر هنگ به عنوان سرمایه معنوی،مادی و متراكم شده جوامع و اصلی ترین عامل حفظ و تقویت هویت ملی و تاریخی یك كشور و جامعه شناخته می شود.جامعه شناسان فرهنگ را از حیث ویژگیو كاركرد آن در دو سطح طبقه بندی می كنند. 1 – معنوی(اساسی): شامل ارزشها،هنجارها ،رفتارها ،بایدها و نبایدها واعتقادات ونگرش ها.2 –مادی(مشهود): شامل كالاها،خدمات،محصولات وابزارهای فرهنگی مثل:كتاب ،مطبوعات ،هنر،سینما،زبان،آداب و رسوم وسنن وغیره.متخصصصان علوم انسانی اتفاق نظر دارند كه لایه زیرین فرهنگ است كه باعث ایجاد فضایل اخلاقی و احساسات ملی در افراد می گردد.لذا سیاستگذاری و برنامه ریزی وطراحی اقدامات و فعالیت ها در حوزه مدیریت فرهنگی می باید همواره بعد زیرین فرهنگ را مورد توجه قرار دهد.زیرا هرگونه برنامه ریزی در این حوزه بدون توجه به بعد معنوی فرهنگ اثر بخش نخواهد بود.از سوی دیگر اثرات ابعاد معنوی فرهنگ از طریق،محصولات،اثار،فعالیت ها ومصرف فرهنگی در قالب سطح مشهود آن می توان مورد ارزیابی قرار داد.بنابراین برای بهبود آثار سیاست ها و اقدامات فرهنگی توجه متعادل به هر دو بعد فرهنگ الزامی است.علاوه براین هرگونه برنامه ریزی در حوزه فرهنگ باید به كمال رسیدن استعدادها و شایستگی های انسان در تمام شئون زندگی فردی و اجتماعی را مورد توجه قرار دهد.از این حیث نیز می باید میان برنامه ریزی فرهنگی و برنامه ریزی در در حوزه های سیاسی،اقتصادی و اجتماعی ارتباطی زنده و پویا طراحی نمود تا از مجرای آن امكان استفاده از ظرفیت های متقابل در راستای توسعه همه جانبه جامعه و كشور فراهم شود.این امر نشان می دهد كه اولاٌ برنامه ریزی در حوزه فرهنگ ،گستره بیشتری را در مقایسه با دیگر حوزه ها دربرمیگیرد،ثانیاٌبرای برنامه ریزی در حوزه فرهنگ باید دیدگاه ها و نگرش كلان و فرابخشی را همواره مدنظر قرار داد.ثالثاٌ در طراحی برنامه ها و اقدامات مرتبط با سطح مشهود فرهنگ ،همواره باید این تعاملات در نظر گرفته شود.

نوشته شده توسط قلجی

دریافت متن کامل



دنبالک ها: منبع مقاله 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر